يكشنبه, 24 تير 1397 :: Sunday, 15 July 2018
کد خبر: 141059

اخلاق، عدالت، "بهشتی"

هفته قوه قضائیه فرصتی است تا بنیان های فکری معمار انقلاب اسلامی و همچنین نظریه های بنیادین شهید بهشتی را به عنوان اولین رئیس دستگاه قضا، در حوزه عدالت بهتر و بیشتر بازشناسیم.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

قوه قضاییه به عنوان یکی از قوای سه گانه حاکم در جمهوری اسلامی ایران است که برای اعمال وظایف و اختیارات خود از ساختار خاصی برخوردار بوده و مسئولیت های مختلفی را نیز بر عهده دارد.

پوستر شهید بهشتی

قضا و قضاوت در نگاهی عمومی، راهکاری است برای یافتن حق، برقراری عدل و رساندن حق به صاحب آن. قضاوت در واقع از یک سو مسیری است که حق جویان را امیدوار می سازد و از سوی دیگر زورمداران را از رسیدن به آمال و آرزوهای نابه جا باز می دارد. به این ترتیب قضاوت، راه هایی است که به رفع خصومت و پایان بخشیدن به منازعات می انجامد و حقوق از دست رفته را براساس قوانین دقیق و قابل اجرا به حق داران باز می گرداند. این گونه است که منصب قضا، ظریف ترین، حساس ترین، مهم ترین و در عین حال یکی از خطیرترین مناصب اجتماعی از دیدگاه اسلام به شمار می رود.

جهت ارج نهادن به مقام والای قضاء و قضاوت و تکریم از مقام شامخ شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، اوّلین مسئول دستگاه قضایی جمهوری اسلامی که در هفتم تیرماه ۱۳۶۰ بر اثر انفجار بمب در محل دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی به شهادت شهید رسید، بنا به پیشنهاد قوه قضائیه، مبنی بر نامگذاری هفته اوّل تیرماه به عنوان هفته قوه قضائیه، این پیشنهاد در تاریخ 27 تیر ماه سال 1373 در شورای فرهنگی عمومی مطرح شد و به تصویب رسید.

از اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران تا به امروز دستگاه قضائی در کشورمان در زمینه پیاده کردن موارد مورد نظر نظام جمهوری اسلامی در جهت تحقق آرمان های انقلاب و اوامر رهبری و امام مسیر خود را تعیین و در این چارچوب به حرکت خود ادامه داده است.

در برخی از ادوار موفقیت های بیشتر و در بعضی از سال‌ها موفقیت کمتری را در دستگاه قضایی شاهد بوده‌ایم اما به دلیل این که تحقق عدالت معیار اصلی کار دستگاه قضایی کشور ما در نظام جمهوری اسلامی ایران محسوب می‌شود قوه قضائیه توانسته است رسالت خود را به بهترین شکل ممکن در حیطه های مختلف انجام دهد.

عملکرد مثبت دستگاه قضائی کشورمان در تشخیص حقیقت از باطل در مقاطع حساس کشور سبب شده است تا از این قوه به عنوان یکی از بهترین دستگاه های مهم کشور نام برده شود. در سالهای اخیر دستگاه قضای کشور ما در شناسایی مفسدان اقتصادی، برخورد با فساد، مقابله با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر عملکرد بسیار درخشانی داشته است که این موضوع قابل تقدیر است.

هفته قوه قضائیه فرصتی است تا بنیان های فکری معمار انقلاب اسلامی و همچنین نظریه های بنیادین شهید بهشتی را به عنوان اولین رئیس دستگاه قضا، در حوزه عدالت بهتر و بیشتر بازشناسیم.

 

 

حضرت امام، عدالت، دستگاه قضا

دستورات امام راحل(رض) در سالهای اول انقلاب در مراحل مختلف نشانگر جایگاه رفیع دستگاه قضائی و قضات در اسلام و رسالت خطیر این دستگاه است.

امام خمینی در پیام 8 ماده ای خود به ابعاد مهم حقوق ملت و مراقبت از آن اشاره فرمودند و از تندرویهای بیجا و تخلف از قوانین و اقدامات خودسرانه و خارج از معیارهای قانونی و شرعی با شدت انتقاد فرمودند و دستورات اکیدی را در این رابطه به مسئولین امر دادند تا نظام قضائی عدالتخواه و عدالت گستر بر جامعه حاکم باشد. و حبّ و بغضها و حوادث مربوط به شرائط و دوران پیروزی انقلاب نیز موجب ظلم و اجحاف و بیعدالتی و تبعیض نشود.

سفارش امام به دادگاهها و دادسراها و دادستان انقلاب و سرعت رسیدگی به وضعیت زندانیان و مرزبندی بین مجرمان و غیر مجرمان و تأکید بر آزادی آنان که مجرم شناخته نشده اند و اینکه باید با قید کفالت آزاد گردند و ضعف کادر قضائی و بازپرسی دادسرا مجوز نگهداری متهمان در بلا تکلیفی نمی باشد . ( فرمان 14/ 4/ 58 )

یا در بیان دیگری فرمودند دادگاه ها باید به تمام معنا اسلامی و توجه به اینکه خدای نخواسته یک بی گناهی یک وقت گرفتار نباشد . یا یک کم گناهی زیاد از اندازه به او تحمیل نشود ، این از مسائل مهم است. ( 23/2/58 )

آنچه در اسلام و فرهنگ اهل البیت(ع) و امام راحل و فقه آل محمد (ص) بیشتر از همه می درخشد عدالت و عدالت محوری ، حرمت و کرامت انسانها ، اصل برائت ، اصل تناسب جرم و مجازات ، اصل صلح و اصلاح و اصلاحگری و داوری ، اصل عفو و اغماض ، اصل مساوات در برابر قانون ، اصل حرمت و کرامت و آزادی انسانها ، اصل حفظ حقوق انسانها ، تقدم اصل پیشگیری بر اصل علاج و درمان و ده ها اصل نورانی دیگر است.

موضوع بسیار مهم دیگر اصل استقلال قاضی و استقلال دستگاه قضا در اسلام است که از اهمیت بسیار بالائی برخوردار است و قضاوت شریف ترین شغلهاست. و قاضی باید پاک ترین و شایسته ترین انسانها باشد. و در مقام و مسند قضاوت جز به خدا و حق و وظیفه و تکلیف به چیز دیگر نیندیشد. و همه حق دارند از یک دادگاه منصفانه برخوردار و بهره مند باشند. و این از حقوق اولیه انسانهاست و دادگاه طاغوتی و فرمایشی نظیر آنچه قبل از انقلاب اسلامی بوده و یا نظیر آنچه امروز در کشورهای بحرین و آل سعود و سرزمینهای اشغالی حاکم است. هرگز ارزش و اعتباری نخواهد داشت. و اقرار و اعتراف از روی زور و اجبار و تهدید و ارعاب به ویژه در حق دیگران نیز از دیدگاه اسلام جایگاهی نخواهد داشت.

دستگاه قضائی و آئین دادرسی و قاضی کاملاً باید بی طرف ، عادلانه و منصفانه باشد . و متهم بطور کامل بتواند از خود دفاع کند و حقوق متهم در آن رعایت شود و محیط دادگاه محیط عدل و انصاف باشد نه محیط وحشت و ارعاب و مقدمات نیز کارشناسانه و عادلانه و به دور از حبّ و بغض های شخصی و جناحی و سیاسی و سلیقه ای باشد و قاضی در مقام قضاوت نباید تحت تاثیر هیچ عاملی جز وظیفه ، حق و تکلیف ، عدالت و انصاف قرار گرفته باشد. و روابط سیاسی ، اقتصادی و خویشاوندی و خانوادگی ، رفاهی و مادی یا تمایلات عاطفی و یا سیاسی نباید در کار قاضی و در کار قضاوت کوچکترین تاثیری داشته باشد.

آری آنچه در دادگاه ، قاضی ، کارمندان دستگاه قضائی ، مراحل مختلف امر قضائی اعم از حقوقی و کیفری و یا خانوادگی نافذ است و دخالت دارد یک چیز بیشتر نیست و نخواهد بود و آنهم رضایت خداوند ادای تکلیف ، احقاق حق ، احیای عدالت ، اجرای قانون عدل و انصاف ، احقاق حقوق مظلومان ، حکم بحق و صیانت از حقوق عامه است. قاضی باید سعی کند به تشخیص درست برسد و آنگاه طبق قانون حکم درست صادر نماید و سیستم قضائی نیز باید بکوشد تا در ایفای وظیفه قانونی و شرعی و وجدانی و اخلاقی خود به اقناع وجدانی و طمأنینه قضایی برسد و بر اساس آن و ادّله روشن و مستندات متقن و براهین و شواهد و قرائن قابل اعتماد به اصدار رأی اقدام نماید. و از شتابزدگی و عجله در کارها جداً پرهیز نماید. و رضایت خداوند را در کارها اصل قرار دهد و قواعد قضائی و اخلاقی و اصول و مبانی رسیدگی را بطور دقیق رعایت کند و به اصول متخذه از قرآن کریم و نهج البلاغه شریف و روایات اسلامی و تجارب بشری کاملاً پایبند و مقید باشد. و در کلیه امور و شئون مربوط پا را از صراط مستقیم ایمان و عدالت و انصاف و رضایت خداوند متعال فراتر نگذارد که خسارت دنیا و آخرت را در پی خواهد داشت. و ضوابط و قواعد و اصول قانونی و اخلاقی و مبانی پذیرفته شده قضائی و رویه های حکیمانه و تجربه های ارزشمند گذشته و بشریت را بطور کامل و دقیق رعایت کند. و شخصیت قاضی و ظرفیت های فکری و اخلاقی و اعتقادی او باید از جایگاه رفیعی برخوردار باشد.

تا او را مانند کوهی با صلابت در جایگاهی بلند و خداپسندانه قرار دهد و در نظام قضائی نیز باید آنچنان حرمت و کرامت او مورد توجه قرار گیرد که چشم طمّاعان از طمع و وسوسه های شیطانی و دغدغه های نفسانی و سخن چینی درباره او به دور باشد و موقعیت او باید از شرّ دشمنان و حسودان در امان باشد و صلابت و شخصیت و عملکرد او باید زمینه هر گونه ابهام و اتهام و گرایش های ناصواب و انگ های جاهلانه یا مغرضانه را از بین ببرد.سوابق و اعتبار و اعتماد عمومی باید به گونه ای باشد که همه قول او را قول فصل و رای او را رای حق بدانند و در برابر احکام صادره احساس اعتماد نمایند.و البته این تکلیف مهم  و رسالت بزرگی است که بعهده قضاه پاکدامن و شریف و عدالتخواه نهاده شده تا شان قضا محفوظ و تیغ دستگاه قضا برنده و اهمال در انجام وظائف بدور باشد.در اینجا به دیدگاه اسلام و امام راحل درباره رسالت بزرگ دستگاه قضایی اشاره شده و امید است خدمتگذاران حوزه قضا و نهادها و سازمانهای وابسته مانند پزشکی قانونی،سازمان زندانها،شوراهای حل اختلاف،سازمان قضایی نیروهای مسلح،سازمان ثبت اسناد و املاک و ضابطین عام و خاص و نهادهای شبه قضائی و تعزیرات حکومتی و دادسرای انتظامی قضاه و کارکنان مربوط با همت بلند و عشق بحق بتوانند الگوئی کارآمد و تاثیر گذار و عدالتخواه به جامعه  و تشنگان عدالت ارائه نمایند انشاءالله بمنه و کرمه

 

 

شهید بهشتی و عدالت

جامعه اسلامي از منظر شهيد بهشتي در واقع همان «امت اسلامي» است كه شامل گروهي از انسان‌ها با عقايد مشترك ديني بوده و تابع نظام امامتند. چنين امتي از نگاه قرآن، يك ضرورت و به عنوان يكي از اركان اسلام شناخته مي‌شود. نقطه ثقل و متغير اصلي جامعه در نگاه شهيد بهشتي بر خلاف تعاريف مدرن «دولت» نيست، بلكه اين مفهوم «امت» است كه به جامعه اسلامي مفهوم‌بخشي مي‌كند و البته گستره چنين جامعه‌اي الزاماً توسط حدود جغرافيايي نيز قابل تعيين نيست.

كليدي‌ترين مفهوم در جامعه اسلامي مدنظر شهيد بهشتی «عدالت» است: «عدالت ركن جامعه اسلامي است كه هم امت و هم رهبري بايد آن را نصب‌العين خود قرار دهند». عدل در نگاه ايشان صرفاً محدود به مفهوم اقتصادي آن نيست. بلكه جنبه‌هاي اجتماعي، سياسي و اخلاقي را نيز شامل مي‌شود.

شهيد بهشتي «عدل اخلاقي» را در مرتبه مهم‌تري نسبت به همه درجات عدالت قرار مي‌دهد و معتقد است زيربناي همه شقوق عدل، عدالت اخلاقي است. انواع عدل از منظر ايشان در تعامل و اثربخشي متقابل با يكديگرند: «عدل اقتصادي و اجتماعي در عدل معنوي و اخلاقي اثر دارد. عدل اخلاقي نيز در عدل اجتماعي و سياسي مؤثر است. لكن عدالتِ اصل، عدالت اخلاقي و معنوي است». منظور از عدالت اخلاقي، رعايت كردن شايستگي در نظام تصميمات است و منظور از رعايت عدالت در ساير ابعاد، در واقع عمل به دستورات مبتني بر عدلِ انبيا و كتاب الهي و اقامه ميزان در جامعه است.

ايشان در زمينه تقدم عدالت اخلاقي مي‌نويسد: «اگر در مقطع خاصي از زمان ديديم بايد عدل اخلاقي را قرباني كنيم تا به عدل اجتماعي يا اقتصادي برسيم، اين حق را نداريم كه به عدل اقتصادي و اجتماعي اولويت داده و عدل اخلاقي را قرباني نماييم».

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x