دوشنبه, 1 مرداد 1397 :: Monday, 23 July 2018
کد خبر: 140793

شریعتی، اقتصاد؛ اصل یا هدف؟

نگاهی به دیدگاه های مرحوم دکتر شریعتی در حوزه ی اقتصاد بهانه ای ست برای بزرگداشت وی در روز 29ام خرداد که تاریخ درگذشت ایشان می باشد.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

انقلاب اسلامی ایران از همان روزهای فراهم آمدن مقدماتش، تا کنون که تبدیل به درخت تومندی شده است، شخصیت های نخبه ی فراوانی را به خود دیده است که نبودن آن ها در روزگار بعد از خودشان حسرت بر دل شاگردان و دنبال کنندگان آن ها گذارده است. بسیاری از این شخصیت ها که در حوزه های دینی، سیاسی، اقتصادی و سایر حوزه های اعتقادی، الگو و سرآمد مردم دیگر بودند و به نوعی ذخیره برای نظامی که قرار بود پا بگیرد و گرفت محسوب می شدند توسط دشمنان شناسایی و به انحای مختلف ترور شدند.

پوستر شریعتی

از شهید بهشتی، شهید رجایی، شهید باهنر و ... گرفته تا شهدای انرژی هسته ای که ترور فیزیکی شدند و عده ای دیگر که مانند دکتر شریعتی آماج ترورهای شخصیتی قرار گرفتند، سرمایه هایی بودند که امروز تنها دیدگاه ها و آثار آنان باقی مانده است که شاید همان ها بتوانند به دردمان بخورند.

پیش از هر چیز لازم است یاد آوری کنیم که مقصود نگارنده از ترور شخصیتی، با آنچه که به آن اختلاف نظر ایدئولوژیکی میگویند متفاوت است. به صورت شفاف باید گفت که در بخش زیادی از عقاید و اظهار نظرهای دکتر شریعتی، اختلاف نظرهای زیادی با علمای دینی و متخصصان حوزه های مورد بحث موجود است که به هیچ وجه طرفین را به عناد نکشانده است. بلکه جنس این اختلافات علمی است و لازمه ی شکل گیری یک نظام فکری می باشند.

 

امروز سالگرد درگذشت دکتر علی شریعتی است. ضمن طلب آمرزش و مغفرت الهی برای این چهره ی تاثیر گذار در انقلاب اسلامی ایران، در فضای کنونی کشور که نابسامانی های بازار، گریبان اقتصاد کشور را گرفته است، مصمم شدیم تا با بررسی دیدگاه های اقتصادی دکتر شریعتی، از این مقام محترم یادی کرده باشیم.

 

 

شریعتی در چند کلمه

دكتر علي شريعتي در سال 1312 شمسي در شهرستان مزينان در استان خراسان متولد شد. وي پس از اتمام تحصيلات ابتدايي و متوسطه، راهي پاريس شد و در آنجا موفق به اخذ دكتراي جامعه‏شناسي گرديد. او در ضمن تحصيل در فرانسه، جهت آزادي كشور مسلمان‏نشين الجزاير نيز كوشش‏هاي چشمگيري داشت. دكتر در سال 1343 به ايران بازگشت و بلافاصله به خاطر مبارزاتي كه عليه رژيم ستم‏شاهي انجام داده بود دستگير و روانه زندان شد. پس از آزادي از زندان ضمن اشتغال به تدريس، به سخنراني‏ هاي روشنگرانه همت گماشت. در اين زمان، شريعتي مبارزات خود را با برگزاري جلسات سخنراني و بحث، در حسينيه ارشاد تهران ادامه داد.

او در كنار استادان و متفكراني نظير استاد شهيد مرتضي مطهري و باهنر، حسينيه ارشاد را به پايگاهي جهت تغذيه فكري نسل جوان تبديل نمودند. دكتر شريعتي به امام خميني(ره) علاقمند بود و محققي فعال به شمار مي‏رفت، به طوري كه در طول زندگي كوتاه خود، بيش از 200 اثر به صورت كتاب، جزوه و مجموعه نوار سخنراني از خود به جاي گذاشت. فعاليت‏ هاي فرهنگي دكتر شريعتي، سبب دستگيري مجدد او گرديد و پس از آزادي، در تاريخ 16 ارديبهشت 1356 به لندن مسافرت كرد و در 29 خرداد همان سال در آن شهر درگذشت. بدنش را پس از چند روز به سوريه منتقل كرده و در زينبيه به خاك سپردند. برخي سخنان و نوشته‏ هاي وي در عين داشتن نكات بديع و احساس برانگيز، در خور تأمل و نقد مي‏ باشند.

 

 

زاویه دید صحیح به دیدگاه های شریعتی

اين که بايد تمام ديدگاه هاي افراد مطرح و شناخته شده درست باشد منطقي نيست. دکتر شريعتي و حتي افراد و شخصيت هاي بزرگ ديگري همچون آيت الله طالقاني هم همانند ديگران هستند. گاهي يک شخصي صالح است و ممکن است خطاهايي بکند يا اختلاف ديدگاه داشته باشد. شريعتي هم همين طور است. اما افراد ديگري هم هستند که فاسدند و فکر و مباني فاسدي دارند، با اين وجود ريش مي گذارند و درس عرفان و نهج البلاغه مي دهند و ... ، که همه اش بازي است.

در حالي که به واقع مباني فکری اعتقادی دکتر شریعتی بسيار ديني تر از ظاهرش است. در حالي که دغدغه شريعتي هميشه اين بود که مي خواهيم قرآن را به صحنه بياوريم و ياد اهل بيت(ع) بايد پررنگ شود و نام حسين(ع) و زينب(س) بايد بر زبان ها باشد. درست است، در مواردي هم زياده روي و افراط کرده است، به دليل نداشتن سواد اسلامي کافي، خطاهايي هم داشته است، جاهايي عصباني شده و زماني که پا روي دم او گذاشته اند متلک هاي تند و تيزي را هم به آن ها انداخته است، ممکن است ادبيات و لحنش گاهي تند و توهين آميز بوده و گروهي را مسخره کرده است، اما اينها نمک و چاشني مبارزه اش بود و مبناي فکري او دفاع از مرجعيت و روحانيت شيعه، اهل بيت و قرآن بود. حتما اشکالاتي وارد است، مثلا در جاهايي که درباره فلسفه تاريخ بحث مي کند ويا راجع به فقه داوري هايي مي کند. اما اشتباه يک بحث است و عناد بحثي ديگر. شريعتي و امثال او معاند نبودند.

 

 

دیدگاه های اقتصادی دکتر علی شریعتی

در سایه تفکر و آرمانهای ارائه شده از سوی متفکران معاصر ایرانی، در حوزه اندیشه، فرهنگ و سیاست، اجتماع و اقتصاد تحولی شگرف در جامعه ایجاد شده است. این نگرش ها افق‌ها تازه و گوناگونی در برابر بنیادی‌ترین مسائل ایران گشوده است.

در این سیاق دکتر علی شریعتی یکی از مؤثرترین اندیشمندان ایرانی است که با تکیه عمیق به مذهب، افق‌های مدرنیته شرقی را در برابر جامعه ایرانی گشود. اگر چه اغلب دکتر شریعتی به خاطر مواضع اعتقادیش مورد توجه می‌باشد و او با پیشینه‌ای جامعه‌شناختی سپهر اندیشه‌اش را بازتاب می‌دهد، اما در کلام او تأثیر «جامعه‌شناسی اقتصادی» به مثابه یکی از لایه‌های تحلیلی قابل شناسایی و ردیابی است. طرح این دیدگاه‌ها خود جنبه دیگری از رویکردهای آرمانی جامعه ایرانی را در حوزه اقتصاد شکل داده است که هنوز منبع مهمی در «رویکردهای کلان اقتصاد کشور و تعامل آن با اقتصاد جهانی» است.

اگر چه دکتر شریعتی «یک اقتصاددان نیست» اما یکی از مهم‌ترین روشنفکران معاصر و ایرانی است که دیدگاه‌هایش آکنده از «نگرش اقتصادی» اوست. شریعتی در آثار گوناگون خود به طور مداوم «نظام اقتصادی سرمایه‌داری مارکسیستی» را مورد نقد قرار می‌دهد و گاه به صورت سلبی و ایجابی، نوعی اخلاق توسعه را مطرح می‌کند. در واقع شریعتی از اقتصاد، نیل به عدالت را خواهان است و همین یک جمله زیربنای تفکرات اقتصادی وی را شکل می دهد.

عده ای معتقدند اگر بخواهیم در مورد نظرات اقتصادی شریعتی از نگاه کارشناسانه سخنی بگوییم باید بگوییم که نظرات ایشان نه تنها عمق و اهمیت علمی‌نداشته بلکه مفاهیم اولیه اقتصاد از قیمت گرفته تا ارزش، بازار و... را اصولا درک نکرده بوده است. این حرف شاید برای موافقان آن مرحوم بسیار ثقیل باشد، اما عقاید دکتر شریعتی در حوزه اقتصاد، بر‌آمده از یک پایگاه ایدئولوژیک بود که بیشتر از آن که مبتنی بر واقعیت‌های اقتصادی باشد، ترسیم یک نظام اقتصادی اتوپیایی بود و خود ایشان هم، چنان که در چندین جا بیان کرده بود، نظام اقتصادی قبل از انقلاب را نظامی‌استثماری، استعماری می‌دانست و از همین رو تلاشی نیز در جهت فهم آن نداشت.

تلاش شریعتی در جهت ترسیم وجوه یک نظام اقتصادی ایده‌آل بود. به بیان دیگر ایدئولوژی آقای دکتر شریعتی باید‌ها و نباید‌هایی در امور اقتصادی دارد که فارغ از درستی و نادرستی آن از نظر علمی، می‌تواند یک عقیده و مکتب اقتصادی تلقی شود و این مکتب و عقیده مخلوطی از عقاید چپ‌گرایانه و باور‌های اسلامی‌است. مساله این است که وقتی به طور مثال آقای دکتر شریعتی سخن از استثمار در نظام اقتصادی فعلی می‌زند، نمی‌تواند ارزش اضافی را که در متن این عقیده اقتصادی است، تحلیل علمی‌کند.

عده ای نیز معتقدند نظرات دکتر شریعتی پیرامون اصول اقتصاد اسلامی مشابه مطالبی است که ابتدا توسط شهید بزرگوار محمد باقر صدر در دو جلد کتاب «اقتصادنا» مطرح شده است. ابتکار تشریح مکتب اقتصادی اسلام را به گونه علمی و جدید بحق باید از شهید صدر دانست.

طبق این دیدگاه مرحوم شریعتی یا شهید مطهری و بسیاری از محققین شیعه و سنی که پیرامون اقتصاد اسلامی قلم زده‌اند و می‌زنند هنوز هم از آثار شهید صدر بهره گرفته‌اند و می‌گیرند. برای یکایک نامبردگان طلب مزید رحمت و قرب لقاء می‌کنیم. با اثر شهید صدر اقتصاد اسلامی از صورت فقهی قبلی خود که مجموعه احکام حرام و حلال مکاتب بود به صورت مکتب اقتصادی در تحلیل تطبیقی با مکاتب اقتصادی عصر قرار می گیرد. علی القاعده شریعتی نیز از نظرات مرحوم صدر بهره گرفته است. او اقتصاد اسلامی را مشابه آنچه در کتاب «اقتصادنا» می‌خوانیم معرفی می‌کند مرحوم مطهری نیز در دست‌نویس های اقتصادی خود که به صورت کتابی بعد از شهادت او منتشر شد تشریح مشابهی از اقتصاد اسلامی دارد توافق عمومی بین اندیشمندان فرق مختلف اسلامی و محققین غیرمسلمان اقتصاد اسلامی پیرامون کلیات مکتب اقتصادی اسلام خود نعمت و سرمایه بزرگی است که در اختیار ما است.

درباره شریعتی می توان به اندازه عمرش سخن گفت و در عین حال به نتیجه نرسید. به هر حال شاید بتوان تمام نگاه وی به اقتصاد را با تدبر در جمله ای که منتسب به وی است دریافت:

خدایا: به روشنفکرانی که اقتصاد را "اصل" می دانند، بیاموز که: اقتصاد "هدف" نیست، و به مذهبی ها که "کمال" را هدف می دانند، بیاموز که: اقتصاد هم "اصل" است.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x