يكشنبه, 3 تير 1397 :: Sunday, 24 June 2018
کد خبر: 138784

این 2 دزد مهربان را می شناسید! / درخواست قاضی از مردم تهران

دو پسرجوان با تاریک شدن هوا در کنار اتوبان ها در نقش مسافر منتظر خودرو می ماندند و پس از سوار شدن بر خودروها به صورت دربستی با تهدید چاقو دست به سرقت می زدند.
اتاق خبر 24

 چندی قبل با افزایش پرونده های سرقت به شیوه مسافرنما در اتوبان بعثت و آزادگان تیمی از ماموران به دستور بازپرس شعبه 4 دادسرای ناحیه 34 برای دستگیری عاملان این سرقت ها که دو پسر جوان بوند وار عمل شدند.

 

ماموران اداره پنجم پلیس  آگاهی تهران در گام نخست تحقیقات پی بردند که 2 پسر جوان در ساعات تاریکی هوا در کنار اتوبان در پوشش مسافر می ایستند و پس از سوار شدن بر خودروها به صورت دربستی با تهدید چاقو اقدام به سرقت پول، گوشی موبایل و وسایل با ارزش از راننده خودرو می کنند و سپس با توقف خودرو در کنار بزرگراه شروع به فرار  بر مسیر خلاف اتوبان می کنند.

 

بدین ترتیب ردیابی های اطلاعاتی و فنی ماموران کلید زد شد تا اینکه خیلی زود ماموران موفق به شناسایی 2 سارق جوان در پارک جنگلی میرزاکوچک خان در منطقه کیانشهر شدند و روز 11 اردیبهشت ماه این دو پسر جوان که احسان و مهدی نام داردند دستگیر شدند..

گفتگو با احسان

احسان 28 ساله که اعتیاد به مواد مخدر شیشه دارد ادعا می کند مسیر زندگی اش از روزی تغییر و سیاه شد که در یک تعارف دوستانه نتوانست «نه» بگوید و مواد مخدر مصرف کرد.

سابقه داری؟

بله، بخاطر سرقت  دوچرخه، خوردن مشروبات الکلی و سرقت زندان رفتم.

نخستین بار به چه اتهامی دستگیر شد؟

21 ساله بودم که در شب نیمه شعبان به خاطر خوردن مشروبات الکلی دستگیر شدم و به زندان رفتم.

الان به چه جرمی دستگیر شدی؟

سرقت و زورگیری در نقش مسافر

به چه شیوه و شگردی ؟

من و مهدی در کنار اتوبان بعثت و آزادگان منتظر خودرو می ایستادیم و به صورت دربستی سوار بر خودروهای عبوری می شدیم که در مسیر از راننده می خواستیم که توقف کند تا پیاده شود که در این صحنه مهدی از پشت چاقو را روی گردنش می گذاشت و من نیز پول، گوشی و وسایل با ارزش را سرقت می کردم و سپس در خلاف جهت اتوبان پا به فرار می گذاشتیم.

هر سرقت چقدر پول به دست می آوردی؟

150 تا 200 هزار تومان.

ازدواج کردی؟

بله

اعتیاد داری؟

بله، از همان 21 سالگی به سراغ مواد مخدر رفتم.

اولین بار چطور با مواد آشنا شدی؟

دوستانم، به من تعارف کردند و چون رودربایستی داشتم نتوانستم به آنها « نه » بگویم به همین خاطر با آنها همراه شدم.

همسرت می داند اعتیاد داری؟

این اواخر شک کرده بود.

چطور دستگیر شدی؟

در پارک محل همراه مهدی نشسته بودیم که ناگهان پلیس سر رسید و ما را دستگیر کرد.

روزی چند بار سرقت می کردی؟

هفته ای 3 مرتبه برای دزدی می رفتیم و همه چیز به این بستگی داشت که چقدر پول نیاز داشتیم.

اگر کسی مقاومت می کرد او را هدف چاقو قرار می دادی؟

نه، کسی مقاومت می کرد فرار می کردیم.

چطور با مهدی آشنا شدی؟

با پدر مهدی دوست بودم و از همین طریق با مهدی آشنا شدم و چون هر دو مصرف کننده مواد بودیم با رفتن پدرش به زندان بیشتر با هم بودیم تا اینکه پیشنهاد سرقت را مطرح کردم و او نیز پذیرفت.

پدر مهدی چرا زندان بود؟

پدر مهدی فروشنده مواد مخدر بود و پسرش نیز مصرف کننده شده بود.

چرا دزدی؟

2 ماه قبل از عید در یک مغازه طلاسازی کار می کردم که صاحب کارم مغازه اش را بست و کار تعطیل شد و چون کاری نداشتم مجبور به دزدی شدم.

قبل از طلاسازی کار دیگه ای هم انجام می دادی؟

در یک آژانس بودم.

چرا بعد از بیکاری با ماشین کار نکردی؟

پول نداشتم ماشین بخرم.

از خانواده ات کمک می گرفتی؟

چون تازه ازدواج کرده بودم بدهکار بودم و همه هزینه های ازدواجم را خانواده ام پرداخت کرده بودند.

خوب تو که پول نداشتی چرا ازدواج کردی؟

آن زمان سرکار می رفتم و در آمد خوبی داشتم.

طلاهای همسرت را می خروختی نمی توانستی با آن کاری کنی؟

نه، طلاهایش زیاد نبود.

به نظرت همسرت منتظرت می ماند تا آزاد شوی؟

احسان ابتدا سکوت کرد و به فکر فرو رفت و سپس در جواب گفت: نمی دانم، احتمال می دهم منتظر بماند.

زمان سرقت به خانواده و همسرت فکر می کردی؟

نه، به هیچ چیزی فکر نمی کردم.

احسان در این صحنه اشک می ریخت و در پاسخ به علت گریه هایش به خبرنگار رکنا گفت: از کارهایی که کردم پشیمانم.

چند نفر را طعمه خود قرار دادید؟

12 نفر.

آزاد شوی دوباره دزدی می کنی؟

نه، حاضرم حمالی کنم اما دیگر دزدی نمی کنم.

چرا مواد را ترک نمی کنی؟

دنبال ترک کردن مواد بودم و از خدا می خواستم که یک مسیر تو زندگی ام قرار دهد تا از این مواد نجات پیدا کنم اما این مسیری دستگیری و زندان را نمی خواستم اما دیگر سمت مواد نمی روم.

خواهر و برادر داری؟

یک خواهر دارم.

به عنوان تک پسر خانواده چه کاری برای آنها کردی؟

خیلی اذیتشون کردم و پشیمانم.

حال پدر و مادرت چطور بود وقتی فهمیدند دستگیر شدی؟

حال خوبی نداشتند.

اگر خدایی نکرده سرنوشت بچه ات مثل تو شود می توانی تحمل کنی؟

اگر بچه ام خلاف کند و دستگیر شود طاقت دیدنشو ندارم.

تو نوجوانی فکر می کردی کارت به اینجا بکشد؟

نه، دنبال یک کار بی دردسر بودم و هیچ وقت فکر زندان و پلیس نبودم.

گفتگو با دزد تازه کار

 مهدی 19 ساله برای نخستین بار است که دستگیر شده و ادعا می کند هیچ کاری ارزش آن را ندارد که نیم ساعت در بازداشت پلیس باشید.

سابقه داری؟

نه

الان به چه جرمی دستگیر شدی؟

سرقت و زورگیری از مسافرکش ها.

تو چاقو به دست بودی؟

بله.

با چاقو کسی را هم زدی؟

نه، اگر مقاومت می کردند فرار می کردیم، یعنی تو سوژه هایی که انتخاب کردیم چند نفر بودند که مقاومت کردند به همین خاطر من و احسان فرار می کردیم.

اعتیاد داری؟

بله، 7 ماه است که شیشه می کشم.

چطور اعتیاد پیدا کردی؟

یکی از دوستانم که از بچگی با هم بزرگ شدیم شیشه مواد می کشید و چندبار هم به خاطر مواد کشیدن با هم درگیر شدیم تا اینکه یکبار به خودم گفتم تجربه کنم اگر خوب بود که مصرف می کنم اگر نه که دیگر نمی کشم تا اینکه یک روز رفیقم در حال مصرف مواد بود که ابتدا با هم درگیر شدیم بعد گفتم می خواهم تجربه کنم که او نیز مواد را در اختیارم گذاشت.

بعد از کشیدن مواد چه اتفاقی افتاد؟

ابتدا اتفاقی نیفتاد اما بعد از نیم ساعت مهربان شدم و دوست داشتم به همه محبت کنم به همین خاطر بعد از آن روز شروع به مصرف مواد کردم.

خانواده ات اطلاع داشتند که مواد می کشی؟

2 ماه آخر متوجه مصرفم به مواد مخدر شده بودند.

روزی چقدر هزینه مواد می کردی؟

40 هزار تومان.

شنیدم پدرت زندان است؟

14 سال است که پدرم فروشنده مواد مخدر است به همین خاطر سال گذشته دستگیر شد.

خواهر و برادر داری؟

یک برادر کوچک دارم.

بعد از پدرت تو مرد خانه بودی؟

بله، اما من هم دستگیر شدم.

چرا دزدی؟

قبلا سرکار می رفتم اما 2 ماه بود که صاحبکارم حقوقم را پرداخت نمی کرد و می گفت بازار Store خراب شده و پول ندارد به همین خاطر من هم تصمیم گرفتم از محل کارم بیرون بیایم.

از همان روز تصمیم به دزدی گرفتی؟

نه، دیدم دوستانم که خلاف می کنند صبح تا شب در محل هستند و بیکارند اما پول خوبی به جیب می زنند به همین خاطر وسوسه شده بودم که کار خلاف کنم تا اینکه احسان پیشنهاد داد و من نیز پذیرفت.

ارزشش را داشت؟

نه، هیچی چیزی ارزش یک ساعت ماند در زندان را ندارد.

فکر می کردی دستگیر شوی؟

نه، اصلا.

پس خبر دستگیری دزدان را از رسانه ها نمی شنیدی؟

همیشه همه چی را برای دیگران می بینیم و فکر نمی کنیم برای ما هم اتفاق بیفتد.

آزاد شوی دوباره دزدی می کنی؟

نه، چند وقتی را داخل خانه می مانم که حالم بهتر شود و پس از آن سر کار می روم.

خیلی ها این حرف را زدند اما دوباره خلاف کردند؟

نه، من مواد را ترک کردم و دیگر خلاف نمی کنم.

معمولا دزدها می گویند که کار نیست؟

نه، کار برای همه وجود دارد، درست است که به خاطر سابقه دار شدنم دیگر نمی توانم یک کار دولتی پیدا کنم اما برای من که در اینجا طی کشی می کنم کارگری هم می توانم بکنم و آزاد باشم.

احسان گفت اگر پیشنهادش سرقت را نمی پذیرفتی شاید خودش هم دزدی نمی کرد؟

احسان اطلاع داشت که من سن کمی دارم و پدرم زندان است اگر نمی خواست هیچ وقت به من پیشنهاد نمی داد نباید کار اشتباهش را گردن من بیندازد.

اولین بار که دزدی کردی استرس داشتی؟

فقط بار اول بود که استرس داشتم ولی برای دفعات بعدی اصلا استرس و ترس نداشتم.

اگر از خودت دزدی کنند چه حسی پیدا می کنی؟

اگر دستم بهش برسد که خودم به حسابش می رسم ولی اگر مثل خودم باشد کاری با او ندارم.

شما دزد مهربان هستی؟

ما حتی اگر پول می خواستند از پول خودشان بخشی به آنها پس می دادیم و چیز زیادی سرقت نمی کردیم.

حرف آخر؟

هیچ کاری ارزش نیم ساعت ماندن در زندان را ندارد و فقط باید آدم به فکر خانواده اش باشد چون قبل از این اتفاق خیلی ها بودند که حرف از داداش بودن با ما می زدند اما وقتی دستگیر شدم هیچ یک از آنها دنبال کار من نیامدند و تنها مادرم است که کارهای مرا پیگیری می کند.

بنا به این گزارش، بازپرس شعبه 4 دادسرای ناحیه 34 تهران با توجه به گسترده بودن سرقت های این دو جوان با تقاضای چاپ عکس متهمان خواست تا کسانیکه در دام زورگیری های آنها گرفتار شده اند به اداره پنجم پلیس آگاهی تهران مراجعه کنند.

برای مشاهده اخبار حوادث کلیک کنید

منبع: رکنا

 

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x