دوشنبه, 25 تير 1397 :: Monday, 16 July 2018
کد خبر: 138774

دبّه سیاسی Made in U.S.A

این روزها فرصت های مناسبی دست می دهد تا چهره ی واقعی آمریکا از پشت نقاب هایی که سال های متمادی به صورت داشته است و هرزگاهی آن هارا کنار میزد، به صورت واضح تر ببینیم. فریب های حزب مغلوب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که سابقا وظیفه ی ایجاد نا آرامی در دنیا را داشت، امروز توسط ترامپ به اشکال واقعی خودش به دنیا نشان داده می شود.
به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

این روزها فرصت های مناسبی دست می دهد تا چهره ی واقعی آمریکا از پشت نقاب هایی که سال های متمادی به صورت داشته است و هرزگاهی آن هارا کنار میزد، به صورت واضح تر ببینیم. فریب های حزب مغلوب انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که سابقا وظیفه ی ایجاد نا آرامی در دنیا را داشت، امروز توسط ترامپ به اشکال واقعی خودش مشاهده میکنیم.

پوستر بدعهدی

خروج ایالات متحده از برجام و رو دست زدن به کره شمالی، نمونه هایی از بدعهدی های آمریکاست که این روزها یاد آور عهدشکنی های سابق کدخدای خودخوانده ی دنیا شده است تا درس عبرتی باشد برای امیدواران به دست های پلید غرب.

 

 

دست "اون" در پوست گردوی "ترامپ"

«دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا روز پنج‌شنبه با ارسال نامه‌ای به «کیم جونگ اون» رهبر کره شمالی، اعلام کرد از دیدار برگزاری نشست بین سران دو کشور منصرف شده است.

در بخشی از این نامه که کاخ سفید آن را در اختیار رسانه‌ها قرار داده، ترامپ با اشاره به اینکه طرفین از مدت‌ها پیش به دنبال برگزاری این دیدار بوده‌اند، نوشته است: «بسیار مشتاق بودم که آنجا با شما دیدار داشته باشم. اما متأسفانه، به دلیل خشم شدید و خصومت آشکاری که در بیانیه‌های اخیر شما مشاهده شده، احساس کردم که مناسب نیست که این ملاقات که از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود، برگزار شود.»

ترامپ لغو این نشست را «به نفع هر دو کشور، اما به زیان جهان» دانسته و نوشته ارسال این نامه به معنی لغو نشست سنگاپور است. رئیس‌جمهور آمریکا سپس بار دیگر به تهدید رو آورده و نوشته است: «شما درباره توانمندی‌های اتمی خود صحبت می‌کنید، اما توانمندی ما آنقدر عظیم و قدرتمند است که از خدا می‌خواهم هرگز مورد استفاده قرار نگیرند.»

او با بیان اینکه همچنان برای اینکه روزی با رهبر کره شمالی دیدار کند آماده است، آزادی زندانیان آمریکایی توسط کره شمالی را به رخ پیونگ‌یانگ کشیده و از آن‌ها با عنوان «گروگان» یاد کرده است. ترامپ نوشته است: «در عین حال، می‌خواهم از شما به دذلیل آزاد کردن گروگان‌هایی که حالا کنار خانواده‌هایشان در خانه هستند، تشکر کنم. این حرکت بسیار زیبایی بود و بسیار قدردان آن هستیم.»

در پایان نامه ترامپ آمده است: «اگر نظرات درباره این دیدار بسیار مهم تغییر کرد، حتما به صورت مکتوب یا تلفنی مرا در جریان بگذارید. جهان و به خصوص کره شمالی فرصتی فوق‌العاده برای صلحی پایدار، رفاه و ثروت را از دست داده است. این فرصت از دست رفته، لحظه‌ای واقعا غمبار در تاریخ است.»

این دیدار قرار بود روز 12 ژوئن (22 خرداد) در سنگاپور برگزار شود. تصمیم به لغو این دیدار تنها ساعاتی پس از آن از سوی آمریکا اعلام می‌شود که کره شمالی تنها سایت تست اتمی خود را در حضور خبرنگاران خارجی تخریب کرد. کره شمالی همچنین دو هفته پیش سه زندانی آمریکایی را که به اتهام جاسوسی بازداشت شده بود، آزاد کرد و به همراه «مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا که به پیونگ‌یانگ سفر کرده بود، به آمریکا بازگرداند.

روابط کره شمالی و آمریکا از هفته گذشته که «جان بولتون» مشاور امنیت ملی آمریکا در مصاحبه‌ای گفت واشنگتن به دنبال «مدل لیبی» برای کره شمالی است، تنش‌آلود شد. پیونگ‌یانگ این اظهارات را خصومت‌آمیز خواند و تأکید کرد که برای دیدار با ترامپ «التماس» نمی‌کند و آماده رویارویی با این کشور است، «چه در عرصه دیپلماسی و چه در میدان نبرد اتمی.»

«مایک پامپئو» وزیر خارجه آمریکا در نشست کمیته روابط خارجی سنای آمریکا گفت این کشور آماده دیدار با رهبر کره شمالی بوده، اما پیونگ‌یانگ در روزهای اخیر درخواست‌ها برای هماهنگی نشست را بی‌پاسخ گذاشته‌اند.

 

 

واکنش ها به بدعهدی جديد آمريکا در قبال کره شمالی

بدعهدی واضح آمریکا در قبال کره شمالی که دست مذاکره ی آمریکا را رد نکرد صدای همه ی دنیا را درآورد.

 

سازمان ملل

به نقل از الجزيره؛ آنتونیو گوترش دبیر کل سازمان از لغو دیدار دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با رهبر کره شمالی ابراز تاسف کرد.

گوترش افزود برچیدن کامل تسلیحات هسته ای یک اولویت است اما تلاش ها برای رسیدن به آن با بحران شدیدی روبرو شده است و جهان به سمت عقب حرکت می کند.

دبیرکل سازمان ملل گفت طرف های گفتگوهای کره شمالی باید اعصاب پولادین داشته باشند و از آنها خواست به تلاش‌های خود ادامه دهند.

سخنگوی دبیرکل سازمان ملل در حساب توئیتری خود نوشت: در پی لغو دیدار از پیش تعیین شده سران آمریکا و کره شمالی، آنتونی گوترش دبیرکل سازمان ملل از دو طرف خواست به گفتگو های خود برای یافتن راهی صلح آمیر و قابل راستی آزمایی به سمت نیل به عاری سازی شبه جزیره کره از سلاح هسته ای ادامه دهند.

 

کره شمالی: لغو دیدار دوجانبه از سوي آمریکا مطابق با خواسته‌های جهانیان نبود

به گزارش خبرگزاری رویترز؛ تلویزیون کره شمالی اعلام کرد تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای لغو نشست سران دو کشور مطابق با خواست دیگر کشورها نبود.

تلویزیون کره شمالی افزود کیم جونگ اون رهبر این کشور تمام تلاش خود را برای برگزاری نشست مشترک با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به کار گرفت. این کشور هنوز مایل است در هر زمان که ممکن باشد مسائل خود را با آمریکا حل و فصل کند.

 

ابراز تأسف ولادیمیر پوتین از لغو دیدار ترامپ و رهبر کره شمالی

شبکه تلویزیونی الجزیره گزارش داد: ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه در نشست خبری مشترک با همتای فرانسوی خود در مسکو گفت: از لغو دیدار سران آمریکا و کره شمالی برای یافتن راه حل بحران شبه جزیره کره متأسفیم و امیدواریم دو کشور مذاکرات خود را در این زمینه آغاز کنند.

 

تشکیل جلسه رئیس جمهور کره جنوبی با مشاوران ارشد خود

شبکه تلویزیونی المیادین اعلام کرد: رئیس جمهور کره جنوبی پس از لغو دیدار دونالد ترامپ با رهبر کره شمالی، با مشاوران ارشد خود تشکیل جلسه داد.

رئیس جمهور کره جنوبی خواستار اجرای گفتگوهای مستقیم میان سران آمریکا و کره شمالی شد. وی افزود: خلع سلاح هسته ای شبه جزیره کره و برقراری صلح در آن مأموریتی تاریخی است که نباید به تأخیر افتد.

 

پنتاگون: به فشار حداکثری بر کره شمالی ادامه می دهیم

به گزارش خبرگزاری رویترز، وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد جیمز ماتیس وزیر دفاع این کشور به گفتگوها با کره شمالی خوشبین است و به حمایت از دیپلمات ها برای گفتگو با این کشور ادامه می دهد.

سخنگوی پنتاگون گفت کارزار فشار حداکثری بر کره شمالی ادامه خواهد داشت. دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا نیز پس از اعلام لغو دیدار با رهبر کره شمالی بر حفظ فشار بر کره شمالی تاکید کرده بود.

 

پمپئو: جزئیات اقدامات بعدی آمریکا در قبال کره شمالی هفته آینده اعلام می شود

شبکه تلویزیونی المیادین گزارش داد مایک پمپئو وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرد گفتگوها درباره نحوه اقدامات بعدی آمریکا در قبال کره شمالی ادامه دارد و جزئیات این اقدامات هفته آینده اعلام خواهد شد.

 

سناتور منندز: لغو نشست سنگاپور نشانه ی شکست و بی خردی دولت ترامپ است

به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان، سناتور باب منندز قائم مقام کمیته روابط خارجی مجلس سنای آمریکا گفت: نباید از رفتار کره شمالی شگفت زده شویم زیرا در سه دولت متفاوت با این کشور سر و کار داشته ایم.

وی افزود: "این نشان دهنده ی آن است که رویکرد دولت ترامپ و اقدام های شتابزده و بی خردانه آن با شکست روبرو شده است. تنها راهی که می توان به چنین نشست ورود پیدا کرد از مسیر تدارکات همه جانبه است به گونه ای که در سطوح پایین تر گفتگوها ادامه داشته باشد و همه ی عناصر اصلی و خواسته هایی که ما از کره شمالی داریم به بحث گذاشته شود.

 

 

گوشه ای از بدعهدی های آمریکا

تاریخ نشان داده است كه آمریكا گرچه بارها با کشورهای مختلف بر سر مسائل گوناگون متحد می‌شد اما بلافاصله پس از اینكه به نتیجه مطلوب خود می‌رسد پیمان شكنی كرده و خیانت می‌کند لذا درواقع می‌توان گفت سیاست این كشور بر پایه زیاده‌خواهی بنا شده است و از این رویه نباید انتظار وفای به عهد داشت چنانکه در زیر انواع این خیانت ها و بدعهدی ها را خواهید خواند:

 

پیمان‌شكنی با انگلیس در جنگ جهانی دوم

در طول تاریخ موارد متعددی از پیمان شكنی آمریكا علیه بریتانیا كه تا سالیان دراز متحد اصلی ایالت متحده در صحنه سیاست بین‌المللی بود دیده می‌شود. مورد اول از این بدعهدی‌ها را می‌توان در جریان جنگ جهانی دوم مشاهده كرد. در ماجرای فتح نورماندی، انگلستان از آمریكا خواست تا سریعا وارد عمل شده و با اعزام نیرو و تسلیحات نظامی، بریتانیا را در فتح نورماندی یاری كند. مشخص بود كه فتح نورماندی می‌توانست بزرگترین ضربه را به آلمان زده و روند پیروزی متفقین را سرعت بخشد. اما آمریكا علی‌رغم درخواست انگلستان، در ورود به جنگ تعلل كرد تا جایی كه انگلستان در ساحل نورماندی بسیاری از نیروهای خود را از دست داد. آنگاه آمریكا وارد جریان شده و نقش فاتحان را بازی كرد.

 

پیمان شكنی در بحران سوئز

 نمونه دیگر پیمان‌شكنی آمریكا به انگلستان در ماجرای بحران سوئز رخ داد. در این جریان آمریكا به خوبی دریافته بود كه در اختیار گرفتن كانال سوئز از سوی انگلستان مساوی با گسترش نفوذ این كشور در منطقه خواهد بود. لذا با ورود سریع به جریان جنگ در سال 1956 میلادی، فشار سیاسی و مالی به انگلیس وارد آورد تا آتش بس سازمان ملل را در تاریخ ۶ نوامبر بپذیرد. بدین ترتیب نیروهای انگلیس ناچار شدند تا در ماه دسامبر همان سال مصر را ترك گویند.

 

آمریکا حتی به مستعمره انگلیس هم رحم نکرد

 در سال 1983 میلادی آمریكا در تهاجم به كشور كوچك گرانادا كه در آن زمان تحت سیطره بریتانیا بود، یك بار دیگر خیانت خود نسبت به انگلستان را نشان داد. این حمله كه نقض فاحش قوانین بین‌المللی و تجاوز به استقلال، حاكمیت ملی و تمامیت ارضی یك كشور به شمار آمد نمونه دیگری از خیانت آمریكا به متحد همیشگی‌اش بود. زیرا انگلستان در گرانادا صاحب نفع بود. در واقع این منطقه به عنوان مستعمره بریتانیا به شمار می‌آمد.

 

فریب انگلیس توسط آمریكا در كودتای 28 مرداد

علاوه بر مواردی كه گفته شد، شواهد تاریخی دیگری نیز از بدعهدی آمریكا نسبت به انگلستان در طول تاریخ دیده می‌شود. در همین رابطه آنچه می‌تواند برای ما ملموس‌تر باشد به كودتای 28 مرداد 1332 بر می‌گردد. در این كودتا دولت مصدق با همكاری سیا و انتلیجنت سرویس سقوط كرد. با سقوط دولت مصدق و بازگشت شاه به كشور، به نظر می‌رسید كه انگلستان و آمریكا به تقسیم منافع در ایران خواهند پرداخت اما ایالت متحده آنچنان كه پیش از این نیز بارها نشان داده بود به سرعت انگلستان را از صحنه خارج كرده و بیشترین سهم از كنسرسیوم نفت را به خود اختصاص داد. بدین ترتیب بار دیگر انگلستان را كه متحد اصلی‌اش در جریان كودتا به حساب می‌آمد فریب داد. از این تاریخ به بعد، آمریكا به قدرت برتر در ایران بدل شد. در حالی كه پیش از كودتای 28 مرداد 1332 این انگلستان بود كه حرف اول را در ایران می‌زد.

 

رویارویی آمریکا با انقلاب بلشویکی در شوروی

بعد از وقوع انقلاب بلشویکی در سال 1917، دولت آمریکا نسبت به «روسیه شوروی» خصومت داشت، از این رو، تحریم‌های را بر ضد این کشور اعمال کرد. واشنگتن به همین حد بسنده نکرد و به اقدامات مخفیانه علیه شوروی نیز روی آورد و حمایت مالی از دشمنان آن را در دستورکار خود قرار داد. آمریکا در سال 1918 نیز نیروهای نظامی خود را عازم صربستان کرد تا از منافع خود در مقابل قزاق‌ها دفاع کند. علاوه بر این، آمریکایی‌ها به خاطر نگرانی از گسترش قلمرو ژاپن تا مرزهای روسیه، تعدادی نیرو به شمال روسیه و صربستان اعزام کردند. این موضوع خود نمونه بارز تجاوز به خاک شوروی محسوب می‌شد. آمریکایی‌ها که از خصم و دشمنی خود علیه بلشویک‌ها دست بردار نبودند به صورت قانونی یا مخفی به دشمنان بلشویک‌ها به ویژه «ارتش سفید» که حامی رژیم گذشته یعنی امپراطوری تزارها بود و از مخالفان سرسخت انقلابیون بلشویک به شمار می‌آمد، کمک می‌کردند.

 

فعالیت جاسوسی آمریکا در شوروی

از اواخر دهه 1940، آمریکا هواپیماهایی را با هدف جمع‌آوری اطلاعات در امتداد مرزهای شوروی به پرواز درمی‌آورد. علاوه بر آن، ماهواره‌ها، زیردریایی‌ها، امواج رادیویی، ایستگاه‌های شنود الکرونیکی و تجهیزات پیشرفته فراوانی با ماهیت صنعتی و نظامی مقادیر زیادی از اطلاعات را ردوبدل می‌کردند. بسیار پیش می‌آمد که هواپیماهای آمریکایی به عمد و بدون هیچ دلیل منطقی برفراز قلمروی شوروی رانده می‌شدند. یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های جاسوسی آمریکا در آسمان شوروی مربوط به سال 1950 می‌شود. در این سال یکی از هواپیماهای جاسوسی آمریکا با ده خدمه توسط شوروی شناسایی شد و بدین ترتیب این ماموریت لو رفت. اگرچه هیچ‌یک از هواپیماهای جاسوسی آمریکا بمبی بر خاک اتحاد جماهیر شوروی پرتاب نکرد ولی بسیاری از آنها حامل مردانی بودند که اجرای ماموریت‌های خصمانه را بر عهده داشتند.

 

وقوع انقلاب‌های رنگین در جمهوری‌های شوروی با حمایت آمریکا

آمریکا با دخالت در جمهوری‌های شوروی، آن‌ها را علیه روس‌ها برمی‌انگیخت. نمونه بارز این دخالت در نوامبر 2003 میلادی رخ داد. در این تاریخ انتخابات مجلس در گرجستان برگزار شد که نتیجه آن به سود دولت بود. پس از این انتخابات، آمریکا با حمایت گروه‌های مخالف وارد جریان شد. ساکاشویلی و اپوزیسیون متحد این رای‌گیری را نپذیرفتند و از مردم گرجستان دعوت کردند تا در تظاهراتی علیه دولت شرکت کنند و به نافرمانی مدنی علیه مقامات بپردازند بدین ترتیب آمریکا و اپوزیسیون متحد شدند تا شواردنادزه رئیس جمهور وقت را برکنار کرده و انتخابات را مجدداً برگزار کنند. در نهایت مخالفان موفق به کنار زدن شواردنادزه شدند. علاوه بر این شواهدی در دست است که نشان می‌دهد آمریکا در ناآرامی‌های قرقیزستان و انقلاب نارنجی که پس از انتخابات سال 2004 در اوکراین به وقوع پیوست نیز دست داشته است.

 

طرح آمریکا برای استقرار موشک در لهستان

در مارس 2007، آمریکا اعلام کرد قصد دارد تاسیسات دفاع ضدموشکی بالستیک در لهستان و نیز یک ایستگاه رادار در جمهوری چک بر پا کند. گفتنی است که هر دوی این کشورها از اعضا پیمان ورشو هستند که در دوران جنگ سرد، رقیب ناتو به شمار می‌آمدند؛ پیمانی که روسیه بنیان‌گذار آن بود. روس‌ها این سیستم جدید را تهدیدی بالقوه محسوب کردند. مقامات روسیه با اشاره به اینکه این اقدام به روابط دوجانبه میان آمریکا و روسیه لطمه خواهد زد، متذکر شدند که آمریکا با خلف وعده و شکستن پیمان‌ها به دنبال برهم زدن نظم جهانی است.

 

بدعهدی آمریکا به چین

روابط چین و ایالات متحده را شاید بتوان پیچیده‌ترین و پرتناقض‌ترین روابط درمیان قدرت‌های بزرگ دانست، روابطی که با تاثیرپذیری ازمتغیرهای متعدد و درمواردی بسیارمتضاد همواره دچار نوسان و در مقاطعی پیش بینی ناپذیر بوده است. در دوران جنگ سرد و در واقع از اوایل دهه 1970، روابط چین و آمریکا بر پایه همکاری استراتژیک شکل گرفت. در آن زمان عامل اصلی شکل‌گیری این روابط، سیاست جهانی شوروی سابق بود. با این حال شواهدی از بدعهدی آمریکا به چین وجود دارد که نشانگر بی‌وفایی آمریکایی‌ها است.

 

حمایت آمریکا از ژاپن در مقابل چین

هنوز مرکب امضای ژاپن بر تسلیم بدون قید و شرط پس از جنگ جهانی دوم خشک نشده بود که ایالات متحده استفاده از سربازان ژاپنی را دوشادوش نظامیان آمریکایی برضد چین آغاز کرد. این درحالی بود که چینی‌ها در دوران جنگ با دادن اطلاعاتی مهم درباره ژاپن و مراقبت از خلبانان آمریکایی که هواپیمایشان سرنگون شده بود با آمریکایی‌ها همکاری نزدیک کرده بودند. اما هیچ یک از این‌ها مانع از بدعهدی آمریکا به چین نشد. بدین ترتیب ایالات متحده برای مهار کردن چین، اتحاد خود با ژاپن را استوارتر و از افزایش قدرت نظامی این کشور حمایت کرد.

 

تجاوز نظامی آمریکا به چین

پس از جنگ جهانی دوم هواپیماهای آمریکایی که خود را دوست چین معرفی می‌کردند با نقض قوانین بین‌المللی به پرواز اکتشافی بر فراز قلمروی چین می‌پرداختند. چینی‌ها ادعا می‌کردند که هواپیماهای یاد شده بارها نیروهایشان را بمباران کرده و چندین مرتبه شهرهای کوچک چین را  بمباران کرده‌اند. این در حالی بود که چینی‌ها در طول جنگ دوم جهانی بارها به کمک آمریکایی‌ها شتافته بودند. علاوه بر این پیاده نظام آمریکا نیز در خاک چین دارای موضع بود به طوری که در سال 1946 حدود صدهزار نظامی آمریکایی در چین حضور داشتند. توجیه آمریکا درباره حضور افرادش در چین، خلع سلاح ژاپنی‌ها بود حال آن که خود با آنان همکاری می‌کرد.

 

دخالت آمریکا در جنگ داخلی چین

از اواسط دهه 1950 میلادی جنگی داخلی در چین میان ملی‌گراها و کمونیست‌ها درگرفت. آمریکا در این بین سیاست آتش‌افروزی خود را پی گرفت. تا سال 1961 آمریکا به طور مستقیم در جنگ داخلی چین دخالت کرده و آتش جنگ را شعله‌ور می‌کرد. این کشور به‌وسیله سازمان سیا به طور مکرر در چین فعالیت می‌کرد و حتی با ارسال جنگ‌افزار برای طرفین جنگ، به گسترش دامنه جنگ در چین دامن می‌زد. این اقدام آمریکا علاوه بر اینکه نقض قوانین بین‌المللی بود، خیانت به متحد سابقش نیز محسوب می‌شد.

 

فعالیت جاسوسی آمریکا در چین

طی سال‌های جنگ سرد، آمریکا با فعال کردن سرویس‌های اطلاعاتی خود به جاسوسی در داخل مرزهای چین پرداخت. عملیات جاسوسی در چین ابعاد وسیعی داشت که از ارسال هواپیما و ماهواره تا استفاده از دستگاه شنود را دربرمی‌گرفت. یک نمونه از جاسوسی‌های آمریکا به سال 1952 میلادی برمی‌گردد. به طور مکرر گروه‌های کوچک آمریکایی به سبک کوماندوهایی که از هواپیما با چتر نجات فرود می‌آمدند به منظور جاسوسی و خرابکاری به خاک چین اعزام می‌شدند. در نوامبر 1952 هواپیمای جاسوسی دو افسر سیا به نام‌های جان داونی و ریچارد فکتو توسط چینی‌ها شناسایی شد و دو افسر آمریکایی به اسارت درآمدند. بدین ترتیب بخشی از عملیات جاسوسی آمریکا در چین کشف شد.

علاوه بر این سازمان اطلاعات چین فاش ساخت که در ژانویه 1953 یازده خلبان آمریکایی درحالی که مشغول انجام دادن ماموریت جاسوسی در آسمان چین بودند شناسایی و سرنگون شده‌اند. بسیاری دیگر از پروازهای سیا بر فراز چین را که صرفا به منظور جاسوسی بود، هواپیماهای یو2 در ارتفاع بسیار بالا و نیز هواپیماهای بدون سرنشین انجام می‌دادند. این‌گونه پروازها از اواخر دهه 1950 شدت یافت و تا 1971 همچنان ادامه داشت.

 

خیانت‌های آمریکا به فرانسه

فرانسه یکی دیگر از اعضای اصلی شورای امنیت است که به همراه انگلستان، آمریکا، چین و روسیه از حق وتو در شورا بهره‌مند است. این کشور یکی از متحدان قدیمی آمریکا به خصوص در جنگ جهانی دوم محسوب می‌شود اما در طول تاریخ موارد عدیده‌ای از بدعهدی و خلف وعده آمریکا نسبت به فرانسه وجود دارد که بیش از پیش ثابت می‌کند آمریکا حتی به دوستان نزدیک خود نیز رحم نمی‌کند.

 

فعالیت‌های جاسوسی آمریکا علیه فرانسه

بر اساس اسناد منتشرشده، سازمان امنیت ملی آمریکا فعالیت‌های جاسوسی زیادی را علیه شرکت‌های فرانسوی انجام داده است. ویکی‌لیکس در مورد جاسوسی آمریکا از مکالمات رهبران فرانسوی به مدت یک دهه، اسنادی را منتشر کرده است که نشان می‌دهد آمریکایی‌ها مکالمات مقامات فرانسوی را شنود می‌کرده‌اند. علاوه بر آن ایالات متحده فعالیت‌های بسیاری از شرکت‌های فرانسوی را نیز کنترل می‌کرده است. شرکت‌های فرانسوی که هدف جاسوسی سازمان امنیت آمریکا یا «اِن اِس اِی» قرار گرفته‌اند شامل شرکت‌های فعال در حوزه مخابرات، شرکت‌های تولیدکننده انرژی الکتریکی، گاز، نفت، انرژی هسته‌ای، انرژی‌های قابل بازیافت، شرکت‌های فعال در حوزه بهداشت‌ و ‌سلامت و محیط‌زیست هستند.

 

کارشکنی در اقتصاد فرانسه

شواهد و مدارکی موجود است که نشان می‌دهد آمریکا اقدامات فراوانی به منظور تحلیل قدرت اقتصادی فرانسه انجام داده است. این اقدامات گاه به طور مستقیم و گاه غیرمستقیم به اقتصاد فرانسه صدمه زده است. براساس اسنادی که در سال 2015 توسط ویکی لیکس منتشر شده‌اند، سازمان امنیت ملی آمریکا (NSA) مرتباً قراردادهای مالی شرکت‌های فرانسوی که بالای 200 میلیون دلار ارزش داشتند را به‌صورت مخفیانه با شکست مواجه می‌کرده است. براساس این اسناد کاخ سفید مجری اصلی ناکام ماندن قراردادهای تجاری و اقتصادی فرانسه طی سالیان اخیر بوده است.

 

حمایت آمریکا از کودتا علیه دولت فرانسه

الجزایر یکی از مستعمرات مهم فرانسه بود که پس از پایان جنگ جهانی دوم، زمزمه استقلال‌طلبی در این کشور آغاز شد و به انقلاب سال 1954 بر ضد فرانسه منجر شد. روابط دو طرف آن قدر به هم پیوسته بود که پیشنهادهای اصلاح‌طلبانه فرانسه در فرونشاندن آتش انقلاب در الجزایر مفید واقع نشد و با مخالفت سخت مسلمانان الجزایر و بعضی از فرانسوی‌های افراطی روبرو شد و تا به آن حد پیش رفت که به سقوط جمهوری چهارم فرانسه و روی کار آمدن ژنرال دوگل و جمهوری پنجم انجامید. همه پرسی سال 1959 استقلال کامل الجزایر را نشان می‌داد و ژنرال دوگل با وجود مخالفت شدید نظامیان و ملیون افراطی فرانسه، با استقلال الجزایر موافقت کرد.

در این بین ناگهان آمریکا وارد جریان شد و با حمایت از چهار افسر افراطی فرانسوی که در راس آن‌ها ژنرال شال قرار داشت تلاش کرد تا مانع استقلال الجزایر شود. این کودتای نظامی که تنها چهار روز طول کشید رویارویی مستقیم با شال دوگل رئیس جمهور فرانسه محسوب می‌شد. کلیه شواهد حاکی از آن بود که سیا به دو دلیل در این کودتای نظامی نقش داشته است: 1- نگرانی از اینکه استقلال الجزایر باعث قدرتگیری کمونیسم شود. 2- امید به اینکه کودتا سقوط ژنرال دوگل را تسریع بخشد. بدین ترتیب آمریکا بار دیگر در مقابل سیاست‌های فرانسه ایستاد.

 

مشارکت آمریکا در طرح قتل رئیس جمهور فرانسه

در سال 1966 میلادی سازمان سیا با برقراری ارتباط با برخی مخالفان دوگل، توطئه‌ای را برای به قتل رساندن رئیس جمهور فرانسه پی ریزی کرد. براساس مذاکرات میان افراد سازمان سیا و فرانسویان مخالف دوگل، قرار بر این شد که روزی که دوگل مهمان سربازان قدیمی فرانسه است قاتلی مزدور با انگشتری زهرآلود در صف سربازان یاد شده قرار گیرد و هنگام دست دادن با دوگل خار موجود در انگشتر زهرآگین را در دستان رئیس جمهور فرو کند. گرچه به دلایل متعدد این طرح به انجام نرسید اما مدارک و شواهدی در دست است که نشان می‌دهد آمریکا به دنبال طرح به قتل رساندن رئیس جمهور فرانسه بوده است.

آنچنان که در این نوشتار آمد، براساس شواهد متقن تاریخی آمریکا نسبت به هر چهار عضو شورای امنیت سازمان ملل خیانت کرده است. این کشور با شیوه امپریالیستی به دنبال گسترش نفوذ خود در جهان بوده و از هیچ‌گونه پیمان شکنی و بدعهدی حتی نسبت به دوستان خود نیز ابایی ندارد. آنچه برای آمریکا مهم است نه حفظ صلح بلکه دستیابی به اهداف امپریالیستی است. در این بین شورای امنیت سازمان ملل نیز به عنوان وسیله‌ای برای دستیابی به این مهم در اختیار آمریکا قرار دارد.

 

خیانت به نظام لیبی و دیکتاتور ضد مردمی لیبی

در سال ۲۰۰۴ یعنی یکسال بعد از نزدیکی لیبی به آمریکا‌، این کشور معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد و بازرسان آمریکایی و انگلیسی برای ازبین بردن سلاح‌ها وارد این کشور شدند‌. بر اساس مطالبی که منابع لیبیایی در همان زمان منتشر ساختند، مشخص شد بسیاری از این ورود و خروج‌ها که حجم زیادی از مراودات بین‌المللی لیبی را نیز تشکیل می‌داد، با ورود و خروج اطلاعات محرمانه از لیبی و تشریح زیر ساختها و نقاط استراتژیک و حساس این کشور نیز همراه بود‌. در عوض انگلستان در سال ۲۰۰۶ معاهده‌ای نظامی با لیبی با نام «نامه مشترک صلح و امنیت» امضا کرد تا در صورتی که لیبی مورد حمله قرار گیرد، انگلستان ملزم به حمایت از این کشور باشد.

آمریکایی‌ها نیز برای اینکه حسن نیت خود را اثبات کنند، پیمان‌های همکاری اقتصادی و البته نفتی را با این کشور به امضا رساندند‌. با این حال این پیمانها هنوز به مرحله اجرای کامل در نیامده بود که عهد‌شکنی‌های غرب آغاز شد. تنها پس از گذشت ۵ سال آمریکا با متحد همیشگی خود انگلستان، به دلیل بالا گرفتن اعتراضات مردمی در لیبی به صورت هوایی به این کشور حمله کرد‌! انگلستان که زمانی متعهد شده بود از لیبی در صورت حمله نظامی کشوری دیگر دفاع کند‌، خود در حمله به لیبی تحت عنوان نیروهای ائتلاف یا ناتو حضور داشت. مسئولان سیاست خارجی انگلیس در همان زمان پا را فراتر گذاشته و اعلام کردند تاز مانی‌که ناآرامی‌ها در لیبی ادامه داشته باشد‌، در این کشور می‌مانند. اینگونه بود که قذافی همه چیز را نیز از دست داد.

این موضوع تا جایی واضح بود که حتی معمر قذافی دیکتاتور ضد مردمی لیبی، در نخستین مصاحبه رسانه ای پس از خیزش سراسری مردم لیبی علیه نظام این کشور، آمریکا را به خیانت به نظام لیبی متهم کرد.

قذافی در گفتگو با شبکه تلویزیونی "ای بی سی" گفت: آمریکا به من خیانت کرد...لیبی متحد آمریکا در جنگ با القاعده بوده است اما کشورهای غربی حمایت خود را از رژیم من متوقف کردند.

 

آن روزها سرو شام در کنار اسد و همسرش و این روزها کوبیدن بر طبل جنگ

  22 می ۲۰۱۰ جان کری و همسرش در کنار اسد و همسرش شام را سرو کرد. در این ضیافت دوستانه، «گسترش روابط سوریه و آمریکا» و «افزایش نقش سوریه در روند صلح» را بررسی شد. اما بعد از آن جان كري بود كه بر طبل جنگ عليه سوريه مي كوبید.

 

حمله به عراق با وعده صلح و آرامش

با وجود اینکه حمله صدام حسین به ایران در سال ۱۳۵۹ با حمایت کشورهای غربی مواجه شد و آمریکا و سایر کشورهای اروپایی از ارسال سلاح گرفته تا کمک‌های مادی، هیچ‌گاه او را در مقابل ایران تنها نگذاشتند، آغاز جنگ اول خلیج فارس و حمله عراق به کویت که در آن زمان محل استقرار نیروهای نظامی آمریکا و یکی از مراکز استراتژیک آمریکا در خلیج فارس بود‌، باعث تیره شدن روابط آمریکا با عراق و تحریم‌های سازمان ملل علیه این کشور شد.

از سال ۱۹۹۱ یعنی زمان حمله عراق به کویت، ماجرای سلاحهای شیمیایی عراق و تلاش آمریکا برای بازرسی از این کشور نیز آغاز شد‌. صدام در سال ۱۹۹۸ شروع به همراهی با آمریکا کرد‌ و اجازه داد در برخی از مراکز حساس نامی این کشور دوربین نظارتی گذاشته شود‌، اجازه بازدید از ۸ سایت نظامی متعلق به ریاست‌جمهوری را صادر کرد و قانون آزادی عراق را برای تغییر رژیم در این کشور به اجرا گذاشت.

علی رغم تمام این اقدامات، بازرسان سازمان ملل اعلام کردند "عراق با آنها همکاری لازم را ندارد". بر همین اساس بود که در آخرین روزهای سال ۱۹۹۸ حمله آمریکا به عراق و جنگ دوم خلیج فارس آغاز شد‌. در سال ۲۰۰۲ باز هم صدام به بازرسان اجازه داد به عراق بازگردند اما در سازمان ملل قطعنامه‌ها عیله عراق تصویب شد. این در حالی بود که صدام، قطعنامه سازمان ملل درباره خلع سلاح خود را پذیرفته بود اما با این وجود در سال ۲۰۰۳ بوش به این کشور حمله کرد  و در حالیکه آمریکا پیشتر گفته بود برای به ارمغان بردن صلح و امنیت به افغانستان و عراق حمله کرده است، اما تا کنون هیچ‌گاه امنیت به طور کامل به این دو کشور بازنگشته است.

 

کره شمالی به امید دریافت نفت از امریکا، صنایع هسته ای اش را نابود کرد

کره شمالی به امید دریافت نفت از امریکا، صنایع هسته ای اش را نابود کرد، اما امریکا در گام های نخست، مختصر نفتی تحویل داد و پس از نابودی تاسیسات کره، دیگر چیزی نداد.

 

فروش روغن سوخته و بی کیفیت به برزیل

برزیل در زمانی تلاش کرد صنعت لوکوموتیوسازی را ملی کند، اما امریکا که طرف تجاری آنها بود با فروش روغن های سوخته و بی کیفیت، تمام صنعت لوکوموتیوسازی برزیل را با شکست مواجه کرد.

 

عهدشکنی آمریکا با هند

هند که بخاطر آزمایش هسته ای تحریم شده بود، پذیرفت که در ازای لغو تحریم ها با چین مقابله کند و این رویکرد را نیز در پیش گرفت اما امریکا تنها بخش کوچکی از تحریم ها را برداشت.

مروری بر بدعهدی های آمریکا تنها حاکی از این است که این کشور به دوستان نزدیك خود نیز با دید نوكر و دست نشانده می‌نگرد و همواره به دنبال استفاده ابزاری از آنان بوده و هیچ ابایی از بدعهدی نسبت به آنها ندارد لذا می توان گفت آمریکا به نماد پیمان شكنی در جهان تبدیل شده است.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x