دوشنبه, 29 مرداد 1397 :: Monday, 20 August 2018
کد خبر: 137003

حیوانی که حق دارد زندگی کند

کشتن بی دلیل یک حیوان، آزار و اذیت جانوران، تخریب محل زندگی آن ها، آتش زدن جنگل، آسیب رساندن بیمارگونه به گیاهان و... همه و همه مواردی است که به هیچ وجه توسط عقل سلیم قابل توجیه نیست.
حیوانی که حق دارد زندگی کند به گزارش خبرنگار اتاق خبر 24

آدمی از ابتدای خلقت تا کنون در کنار سایر جانداران بوده است و در عرض میلیون ها سال راه تعامل با آن ها را چه به تجربه و چه با تعقل و یا وحی آموخته است. چه بسا تعامل بشر با جانوران و نباتات به قصد حیات انسان و به شرط عدم حیات هر چیزی غیر انسان باشد.

به هر حال در طول قرون گذشته خط مشی رفتار انسان با غیر هم نوع خودش، همانند قوانین تعاملات بشر با خودش چه نوشته و چه نانوشته مدون شده است و امروز آن را با نام حقوق حیوانات می شناسیم. حتما شما هم وقتی تصور میکنید در تمدن فعلی وقتی خبر حیوان آزاری یا حیوان کشی در گوشه ای به گوش برسد نشانگر اوج سبعیت یک انسان است. درست است. اما متاسفانه در همین قرن و همین سال و همین روز از این دست از خبرها زیاد به گوش می رسد.

کشتن بی دلیل یک حیوان، آزار و اذیت جانوران، تخریب محل زندگی آن ها، آتش زدن جنگل، آسیب رساندن بیمارگونه به گیاهان و... همه و همه مواردی است که به هیچ وجه توسط عقل سلیم قابل توجیه نیست.

روش رفتار با جهان پیرامونمان از طرق مختلفی قابل دریافت است. آنچه امروز آن را به عنوان حقوق حیوانات میشناسیم حاصل سال ها تجربه زندگی کنار حیوانات و همچنین آموزه های راهگشایی است که در ادیان الهی وجود داشته و به ما رسیده است. همین که پروردگار جهانیان برای نوع برخورد ما با غیر همنوعانمان برایمان برنامه ارائه کرده است خود بیانگر اهمیت حق حیات طبیعی سایر موجودات است.

خداوند تبارک و تعالی در آیات متعددی در قرآن کریم، انسان ها را به شناخت مجموعه ای از رفتارهای حیوانات و تفکر در کیفیت خلقت و زندگی آن ها و همچنین به عبرت گیری از ایشان دعوت فرموده است جانورانی مثل چهارپایان، پرندگان، مورچگان و زنبور عسل.

انسان نسبت به امکاناتی که در اختیار دارد مسئول است. حیوانات، این آفریده های خداوند بزرگ نیز بر صاحبان خویش حق و حقوقی دارند و شایسته نیست که افرادی که از حیوانی نگهداری می کنند نسبت به حقوق حیوانات غفلت ورزند و آن ها را ساده و بی اهمیت شمرند.

درادامه با آنچه با عنوان حقوق حیوانات شناخته می شود آشنا می شویم.

 

 

حقوق جانوران

هواداران حقوق جانوران بر این باورند که ایجاد درد و رنج برای جانوران نادرست است و جانوران نباید خورده شوند، در باغ وحش‌ها اسیر و زندانی باشند، در تحقیقات دردناک، یا هر نوع تحقیقات دیگری از آن‌ها استفاده شود و خصوصاً اینکه نباید برای توسعه زندگی انسان‌ها به محیط زندگی آنان تجاوز شود. آنها معتقدند که جانوران دارای حقوق قانونی و اخلاقی معینی هستند که شامل حق آسیب و آزار ندیدن نیز می‌گردد.

بحث دربارهٔ اخلاق و رویکرد اخلاقی انسان‌ها دربارهٔ جانوران به گذشته‌های بسیار دور می‌رسد. نخستین اشاره‌ها به حقوق جانوران و رفتاری که انسان باید در برابر آن‌ها پیش گیرد تا اخلاق را رعایت کرده باشد، به یونان باستان بازمی‌گردد.

در واقع، ما انسان‌ها نیستیم که باید برای حیوانات حقوق تعریف کنیم. تمام موجودات زنده با حقوق تعریف شده‌ای به دنیا می‌آیند، حقوقی که طبیعت برای آنها تعریف کرده است و ما انسان‌ها با خودخواهی تمام آنها را از موجودات دیگر گرفته‌ایم.

 

 

انديشه های باستان در مورد حقوق حيوانات

در فرهنگهای باستانی حیوانات از لحاظ تقدس و ارزش در طبقات مختلفي قرار مي‌گرفتند و هر کدام نماد اسطوره‌اي بودند. به عنوان مثال «پرندگان» همواره در شمار جانداران ارجمند بودند مردمان قديم پرندگان را آفريدگاني فراسويي و از گونه‌اي ديگر مي‌پنداشتند.

در این فرهنگها، مرغان شکاري تيز پرواز از ارزش آييني و نمادين بيشتري برخوردار بودند. مثلاً «شاهين» از ديد «نماد شناسي اسطوره» برجسته‌تر و ارجمندتر از ديگر مرغان بود و ايرانيان، يونانيان و روميان سرشت شاهين را از آتش مي‌دانستند.

ايرانيان باستان «کلاغ» را پرنده مهر و سروش مي‌دانستند و ژرمنهاي باستان، کلاغ را يار و همراه خداي خويش، «اودين» مي‌انگاشتند.

«سيمرغ» نيز بسيار مورد توجه ايرانيان بود. آن را در شمار مرغان خورشيدي مي‌آوردند و معتقد بودند كه سيمرغ، «جان جانان» است و جانهاي پاکيزه و پيراسته با رسيدن به سيمرغ، به خدا مي‌رسند.

امروزه در قونيه معتقدند لحظه‌اي که آهويي به دنيا مي‌آيد، نوري مقدس زمين را روشن مي‌کند. در برخي فرهنگها، آهو را نماد فرزانگي دانسته‌اند و شکار آهو، نماد جستجوي فرزانگي است.

در ايران باستان نيکي به حيوانات سودمند از وظايف اصلي بوده است. در تاريخ نقل شده بهرام گور از پادشاهان ساساني کوشش‌هاي فراواني در جهت توسعه پرورش اسب و اسب‌دواني مي‌کرد و انوشيروان به دامپروري علاقه فراواني داشت.

نيکي و ترحم به حيوانات در آئين مزديسنا که در زمان ساسانيان رواج داشت، اهميت زيادي  داشته و در اين مورد در رساله پهلوي «ارداويرافنامه» که در زمان ساسانيان نوشته شده  نکات جالبي ديده مي‌شود. ارداويراف موبدي که سفري به بهشت و دوزخ کرده و مردمان را از پاداش و عذاب در جهان ديگر با خبر مي‌کند سزاي آنان را که نسبت به حيوانات بد رفتاري مي‌کنند عذاب دوزخ و پاداش کساني که به حيوانات نيک رفتاري مي‌کنند سعادت ابدي مي‌داند.

در اديان ماني و مزدک نيز براي حيوانات اهميت خاصي قائل بودند. ماني مردي ايراني و  دين او دين آميخته از آيين زرتشت، مسيح و احتمالاً ساير اديان زمان بود. برگزيدگان يا روحانيان  اين آيين از خوردن گوشت و هر گونه آزار رسانيدن به حيوانات و گياهان به شدت امتناع مي‌کردند.

در رساله شايست ناشايست که از کتب پهلوي پيش از اسلام است که تاکنون باقی مانده، از کشتار بيهوده حيوانات به شدت نهي شده است. در اين كتاب مي‌خوانيم هر كس بيهوده حيوانات را بکشد، در آن جهان عذابي دردناک خواهد داشت و هر که به حيوانات نکويي کند و امکان زاد و ولد آنها را فراهم آورد، مورد لطف ايزدي قرار خواهد گرفت. در زراتشت نامه نيز از قول زرتشت توجه و مهرباني به حيوانات توصيه شده است.

در متون اوستايي از جمشيد به عنوان نجات‌دهنده حيوانات بسيار ياد شده است. جمشيد به معناي «پرتو ماه» است، برخي او را برادر طهمورث و فردوسي او را پسر طهمورث مي‌داند. به قول طبري، او وسايل  اهلي کردن حيوانات را ابداع کرد و در صنعت ابريشم و ديگر رشتني‌ها تبحر داشت و بفرمود تا لباس ببافند و رنگ کنند. زين و پالان را ابداع کرد تا به کمک آن  چهار پايان را رام کنند و به اطاعت در آورند.

در اوستا، جمشيد دارنده گله‌هاي فراوان است و حيوانات را از شر گرسنگي و بي‌علوفگي مي‌رهاند.

آرياييان ايران و هند به وجود خدايان و فرشتگان متعددي براي هر چيز قائل بودند. از جمله خداياني بودند که بر حيوانات تأثير اساسي داشتند، مانند «اوشس» که نگهدارنده گاوان بود و «سويتري» که خداي آفتاب و زنده کننده و زاينده بود و روشنايي را به بشر هديه مي‌کرد و همه اينها يادآور «ميترا» و «مهر» هستند که در سنت آريايي و مخصوصاً ايرانيان نگهبان گله اسبان و نشخوارکنندگان و بخشنده قدرت باروري به حيوانات ماده و زنان بود «ويشنو» خداي محافظ و مظهر نيروي آفتاب، صاحب گاوان شيرده و چراگاه‌هاي حاصلخيز بود و در خدمت مردم قرار داشت. «ريشودوا» که روح همه خدايان بود، کمال محبت و عنايت را به همه موجودات از جمله گاو و گوساله داشت. در اوپانيشاد هندوان رعايت حيوانات و آزار نرساندن به آنها با بياني شاعرانه توصيف شده و از شيرگاو، برداشت عرفاني در جهت وحدت وجود هست و اشاراتي هم به رنگ‌هاي گاو در آن ديده مي‌شود.

در فرهنگ اوستايي و پهلوي هر يک از روزهاي ماه‌هاي ايراني نام مخصوصي داشت که هر کدام نام يکي از فرشتگان بود. روز چهاردهم هر ماه را جوش يا گوش مي‌گفتند. ابوريحان بيروني در مقابل روزگوش عدد «پر» را قرار مي‌دهد که به حروف ابجد برابر 14 هست که همان چهاردهم ماه مي‌باشد. در اين روز دعاي مخصوص در «واسپارا» مي‌خواندند و سلامت حيوانات را آرزو مي‌کنند. مسأله گوش‌روز در فرهنگ اسلامي نيز وارد شده است. چنان که ملامحسن فيض کاشاني رساله‌اي در نقل روايت «معلي بن حفنيس» از امام صادق(س) راجع به نوروز و سي روز ماه پارسيان تأليف کرده است.

فيض كاشاني در اين رساله سي روز ماه را با ذکر نام پارسي آن ذکر کرده، در هر مورد راجع به فرشته صاحب نام مطلبي گفته و کارهايي که انجام دادن آنها در هر يک از اين روزها پسنديده يا ناپسند است ياد كرده است. در  اين رساله در مورد روز چهاردهم ماه گفته شده است:

«چهاردهم حوس، نام فرشته‌ايست موکل بر آدميان و چهارپايان، فارسيان مي‌گويند روزی سبک است و ما مي‌گوييم روز خوبي است براي هر چه خواهد، و ديدن شرفا و علما براي حاجت خواستن در اين روز خوبست و هر کس در اين روز بيمار شود به زودي شفا يابد».

 

 

حقوق حیوانات در اسلام

مكتب پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله)، دو بخش دارد: يكى كتاب (قرآن مجيد) و ديگرى سنت (گفتار و رفتار عملى) پيامبر خاتم. در اين مكتب، درباره حيات موجودات زنده و برآوردن نيازهاى حياتى آن ها سفارش هاى ويژه اى شده است. خداوند سبحان، خودش فراهم كردن روزى آن ها را بر عهده گرفته، و در قرآن مجيد، تمام جنبندگان، پرندگان و چرندگان را «امت»هايى مانندِ جوامع انسانى دانسته و فرموده است:

«وَ ما مِنْ دَابَّة فِي الاْرْضِ وَ لا طائِر يَطِيرُ بِجَناحَيْهِ إِلاّ أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْء ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ يُحْشَرُونَ»

هيچ جنبنده اى در زمين نيست و هيچ پرنده اى كه با دو بال خود پرواز مى كند، مگر اين كه امت هايى مانند شما هستند. ما هيچ چيز را در اين كتاب، فرو گذار نكرديم؛ سپس همگى به سوى پرودگارشان محشور مى شوند.

 

در آيه ديگرى به فراهم كردن نيازهاى ضرورى و احتياج هاى حياتى حيوان ها اشاره كرده و آن را در كنار انسان ها ذكر نموده و فرموده است:

«وَ كَأَيِّنْ مِنْ دَابَّة لا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللّهُ يَرْزُقُها وَ إِيّاكُمْ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ؛»

چه بسا جنبنده اى كه قدرت حمل روزى خود را ندارد، خداوند، او و شما را روزى مى دهد؛ و او شنوا و داناست.

 

در كتاب اين رسول رحمت (صلى الله عليه وآله)، هر گونه آزار و اذيت كردن حيوان ها، مانند بريدن گوش و دُم و... ؛ كارى زشت و شيطانى شمرده شده است:

«وَ لَأُضِلَّنَّهُمْ وَ لَأُمَنِّيَنَّهُمْ وَ لَ آمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذانَ الْأَنْعامِ وَ لَ آمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللّهِ وَ مَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبِيناً»

 و آنان را گمراه مى كنم، و به آرزوها سرگرم مى سازم، و به آنان دستور مى دهم كه (اعمال خرافى انجام دهند و) گوش چارپايان را بشكافند و آفرينشِ (پاكِ) خدايى را تغيير دهند (و فطرت توحيد را به شرك بيالايند)، و هر كس، شيطان را به جاى خدا ولىّ خود برگزيند، زيان آشكارى كرده است.

 

در اين سه آيه، به سه نكته بسيار مهم و حياتى اشاره شده است:

حقوق حيوان ها در سيره و سخن پيامبراعظم«صلى الله عليه و آله» و. . .

نخست، آن كه تمام موجودات، مانند انسان نظام اجتماعى دارند. البته با عنايت به تفاوت هاى ذاتى انسان و حيوان، ساختار اجتماعى آنان نيز با هم فرق دارد، اما با وجود اين فرق، حيوان ها نيز جوامع حيوانى دارند؛

دوم، اين كه روزى و رزق هر دو (انسان و حيوان) بر عهده خدا مى باشد، چنان كه تصريح شده است: «الله يرزقها و ايّاكم». بنابراين، كتاب خدا و معجزه جاويدِ پيامبراعظم (صلى الله عليه وآله) عنايت ويژه اى به نيازهاى حياتى حيوانات دارد، به گونه اى كه آن را در كنار نيازهاى حياتى بشر آورده است؛

سوم، اين كه مُثله كردن و بريدن اعضاى حيوانات را، كارى شيطانى شمرده است و از آزار و اذيت حيوان به عنوان كارى شيطانى و وعده اى ابليسى نام برده و از آن به عنوان خسارتى بزرگ ياده نموده است. براى فهم اين آيات به تفسير شريف الميزان علامه طباطبايى(قدس سره)مراجعه شود.

 

 

نهى از آزار دادن و بيهوده كشتن حيوانات

پيامبراعظم(صلى الله عليه وآله) به مناسبت هاى مختلف، سخنان متعددى در مورد حقوق حيوان ها و اذيت نكردن آن ها فرموده است كه در ذيل به بيان گوشه اى از آن ها مى پردازيم.

ـ اگر كسى گنجشكى را بيهوده بكشد، روز قيامت در پيشگاه خدا فرياد مى زند و مى گويد: فلانى مرا بيهوده كشت بدون آن كه از اين كشتن، سودى ببرد! و نگذاشت كه من از حشرات زمين، استفاده نمايم و چيزى بخورم!

 

ابن عباس مى گويد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله) از كشتن هر جاندارى نهى فرمود؛ مگر آن كه آزار برساند.

رسول رحمت، نه تنها از كشتن جانداران منع مى كرد، بلكه دستور مى داد كه شبان گاهان مواظب باشند تا مبادا موجود ريز و حشره كوچكى، حتى به طور نادانسته و غير عمدى، زير پا از بين برود. فرموده آن پيامبراعظم در اين باره چنين است:

چون پاسى از شب بگذرد، كمتر بيرون برويد، زيرا براى خداوند، چرندگان (و موجوداتى) است كه در آن ساعت آن ها را در زمين مى پراكند.

 

أنس بن مالك (خادم آن جناب) مى گويد: رسول خدا (صلى الله عليه وآله) فرمودند: «مورچه را نكشيد»!هم چنين در روايت معتبرى نقل شده است كه: پيامبراعظم، نهى فرمود از اين كه آن چه را مورچه با دست و دهان حمل مى كند، بخورند.

 

باز آن رسول رحمت (صلى الله عليه وآله) از آزار و شكنجه حيوان با آتش نهى نمود و فرمود:

هيچ كس نمى تواند با آتش، ديگرى را شكنجه و عذاب نمايد، مگر خدا. بنابراين، سوزاندن حيوان با آتش جايز نيست.

 

آن رسول رحمت (صلى الله عليه وآله)، شخصى را ديد كه گوسفندى را خوابانيده و در حالى كه پا بر گلوى او نهاده، كارد را تيز مى نمايد و گوسفند به او نگاه مى كند. حضرت به آن شخص فرمود: «مى خواهى او را ذبح كنى يا دو بار او را بميرانى؟!»

 

فردى مى خواست كه حيوانش را بگيرد؛ چون حيوان با نشان دادن يك كاسه يا دامن صاحبش براى خوردن جو يا نمك، شرطى شده بود، صاحب حيوان با دست خالى و بدون جو يا نمك، چنان كرد و مچِ حيوان را گرفت. حضرت پيامبراعظم(صلى الله عليه وآله)كه اين صحنه را تماشا مى كرد، ناراحت شد و فرمود: «چرا به اين حيوان دروغ گفتى؟! نبايد او را فريب مى دادى!»

 

موسى بن جعفر علیه السلام به نقل از پدران بزرگوارش(عليهم السلام) مى فرمايد كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله)از كنار گروهى عبور كرد. آن گروه، مرغ زنده اى را در يك جاى بلندى بسته بودند و با تير و كمانْ به آن تير اندازى مى كردند! آن رسول رحمت (صلى الله عليه وآله) تا اين صحنه را مشاهده كرد، فرمود: اينان، كيانند؟! خدا لعنتشان كند!

 

گزارش مورخان حاكى است كه آن رسول رحمت (صلى الله عليه وآله) هنگامى كه با سپاه اسلام براى فتح مكه مى رفت سگى را ديد كه بر بچّه هايش زوزه مى كشيد و آنان شيرش را مى خوردند. به جُعَيْل بن سُراقه فرمود كه كنار (و جلو) آن حيوان بايستد و از او مراقبت نمايد تا مبادا سپاهيان كه از آن جا مى گذرند به او و بچّه هايش، آسيبى برسانند.

انتهای پیام

اتاق خبر انتها

افزودن دیدگاه جدید

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب سایت منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
x